چگونه میتوانیم هر روز رویا ها و آرمانهایمان را زنده نگه داریم , به خاطرشان مبارزه کنیم و نگذاریم تا در همهمهء روزمره گی خاموش شوند . کمی شبیه آن است که بخواهی یک تنه در برابر سپاهی نا مرئی ایستادگی کنی . اگر زندگی قهرمانی به زندگی قاعده مند اشاره میکند که ایمان یا اراده آن را شکل می دهد , تمام انسانهایی که هر روز به این گونه برای حفظ و تداوم ارزشها پیکار می کنند قهرمانان ناشناسی هستند که گاهی در خیابان از کنار ما می گذرند. با این دیدگاه در کارهایم کرگدن نشانه ای از انسانهای تنهایی است که می اندیشند و به واسطه رویاها یشان به هم پیوند می خورند ومسئولانه و خستگی ناپذیر جهان معمولی , پیش پا افتاده و شکننده زندگی روزمره و حیطه فعالیتها یشان را به عرصه ای برای تحقق آنچه در سر دارند مبدل می کنند و نه لزوماً برای ایفای نقشهای از پیش تعیین شده. در مقابل وضعیت دیگری وجود دارد , وقتی دستی رویایی را در شکل انبوه مانند غذاهای آماده میان گله خوکها تقسیم می کند ...
مرتضی طالبی
مشاهده نمایشگاه